تبلیغات
بصیرت
بصیرت
مایه ی ننگ ملت خواص بی بصیرت

تشكیلات و فرآیندهای شبه‌فرا‌ماسونری اشباح یك جریان سیاسی خاص

تیر كینه آنها مستقیم به سمت ولایت فقیه بود. البته زمانی با مصداق رهبری مشكل داشتند و می‌گفتند باید موسوی خوئینی‌ها رهبر شود اما بعد از مدتی دیگر با مصداق مشكل نداشتند بلكه با اصل ولایت فقیه به تقابل پرداختند. احمدی‌نژاد بهانه اصلی آنها برای انتخابات است.

بخش دوم و پایانی:

نمایی برای توطئه نافرجام اصلاح‌طلبان

در نمای توطئه نافرجام اصلاح‌طلبان یك سری اهداف و استراتژی داشتند كه به اهداف بلند مدت، میان مدت و كوتاه مدت تقسیم شد. در اهداف بلندمدت تغییر قانون اساسی كه در ذیل آن صدا و سیما، شورای نگهبان، نیروهای مسلح، محدود كردن رهبری، جدا كردن دین و مذهب از سیاست موضوعاتی است كه در جلسات مختلف روی این‌ها كار می‌كنند. حصر رهبری و ولایت فقیه جزو اهداف اصلی این‌هاست. احمدی‌نژاد بهانه اصلی اینها برای انتخابات است. تحلیل دستگاه‌های اطلاعاتی آمریكا و انگلیس این بود كه نظام جمهوری اسلامی در ضعیف ترین دوران خود در طول 30 سال گذشته قرار گرفته و امروز باید ضربه نهایی را به آنها وارد كنیم. این حرف در جلسات اصلاح طلبان نیز مطرح می‌شود.

كار را به جایی رساندند كه در فتنه اخیر هدف اصلی مقام معظم رهبری قرار گرفت و هر شب علیه ایشان شعار نویسی می‌كردند. تیر كینه اینها مستقیم به سمت ولایت فقیه بود. البته زمانی اینها با مصداق رهبری مشكل داشتند و می‌گفتند باید موسوی خوئینی‌ها رهبر شود اما بعد از مدتی دیگر با مصداق مشكل نداشتند بلكه با اصل ولایت فقیه به تقابل پرداختند.

طرح اصلاح‌طلبان این بود كه ما باید احمدی‌نژاد را كاندیدای بیت رهبری معرفی كنیم و میرحسین را به عنوان كاندیدای بیت امام و از این طریق بیت امام و رهبری را در مقابل هم قرار دهیم تا اگر احمدی‌نژاد شكست خورد، بیت رهبری در مقابل بیت امام شكست خورده باشد. از این طریق ما هم ریاست جمهوری را به دست آوردیم و هم ردای رهبری به بیت امام بازگشته است.

ناگفته‌هایی از پشت صحنه فتنه 88 /بخش دوم

تشكیلات و فرآیندهای شبه‌فرا‌ماسونری اشباح یك جریان سیاسی خاص

تیر كینه آنها مستقیم به سمت ولایت فقیه بود. البته زمانی با مصداق رهبری مشكل داشتند و می‌گفتند باید موسوی خوئینی‌ها رهبر شود اما بعد از مدتی دیگر با مصداق مشكل نداشتند بلكه با اصل ولایت فقیه به تقابل پرداختند. احمدی‌نژاد بهانه اصلی آنها برای انتخابات است.

بخش دوم و پایانی:

نمایی برای توطئه نافرجام اصلاح‌طلبان

در نمای توطئه نافرجام اصلاح‌طلبان یك سری اهداف و استراتژی داشتند كه به اهداف بلند مدت، میان مدت و كوتاه مدت تقسیم شد. در اهداف بلندمدت تغییر قانون اساسی كه در ذیل آن صدا و سیما، شورای نگهبان، نیروهای مسلح، محدود كردن رهبری، جدا كردن دین و مذهب از سیاست موضوعاتی است كه در جلسات مختلف روی این‌ها كار می‌كنند. حصر رهبری و ولایت فقیه جزو اهداف اصلی این‌هاست. احمدی‌نژاد بهانه اصلی اینها برای انتخابات است. تحلیل دستگاه‌های اطلاعاتی آمریكا و انگلیس این بود كه نظام جمهوری اسلامی در ضعیف ترین دوران خود در طول 30 سال گذشته قرار گرفته و امروز باید ضربه نهایی را به آنها وارد كنیم. این حرف در جلسات اصلاح طلبان نیز مطرح می‌شود.

كار را به جایی رساندند كه در فتنه اخیر هدف اصلی مقام معظم رهبری قرار گرفت و هر شب علیه ایشان شعار نویسی می‌كردند. تیر كینه اینها مستقیم به سمت ولایت فقیه بود. البته زمانی اینها با مصداق رهبری مشكل داشتند و می‌گفتند باید موسوی خوئینی‌ها رهبر شود اما بعد از مدتی دیگر با مصداق مشكل نداشتند بلكه با اصل ولایت فقیه به تقابل پرداختند.

طرح اصلاح‌طلبان این بود كه ما باید احمدی‌نژاد را كاندیدای بیت رهبری معرفی كنیم و میرحسین را به عنوان كاندیدای بیت امام و از این طریق بیت امام و رهبری را در مقابل هم قرار دهیم تا اگر احمدی‌نژاد شكست خورد، بیت رهبری در مقابل بیت امام شكست خورده باشد. از این طریق ما هم ریاست جمهوری را به دست آوردیم و هم ردای رهبری به بیت امام بازگشته است.

ولایت فقیه؛ دشمن بزرگ اصلاح‌طلبان

در دستگاه‌های اطلاعاتی بیگانه به این نتیجه رسیده‌اند كه تا وقتی ولایت فقیه است، نمی‌توان برنامه‌ای برای ایران پیاده كرد.

آقای فوكویاما می‌گوید: شیعه دو بال دارد یكی بال شهادت و عاشورا و یك بال هم انتظار برای حضور مهدی موعود.

محور سومی كه این دو بال بر روی آن استوار است، ولایت فقیه است و اگر می‌خواهیم به هدف نهایی خودمان برسیم باید این محور را تضعیف كنیم. او می‌گوید باید شهادت‌طلبی در ایران را به میل دنیاطلبی تبدیل كنیم. دین آنها باید به سمت سكولاریسم برود. بنابر این حذف رهبری باید جزو برنامه اصلی قرار بگیرد.

حذف نظارت استصوابی شورای نگهبان و حذف احمدی‌نژاد به هر قیمتی نیز جزو برنامه‌های كوتاه‌مدت اصلاح‌طلبان بود. موسوی خوئینی‌ها در این خصوص میگوید: اگر شمر هم بیاید بهتر از احمدی‌نژاد است.

موسوی خوئینی‌ها ادامه می‌دهد: ملاك برای ما رأی‌آوری كاندیداست. بازگشت به قدرت تحت هر شرایطی بدون كمك رهبری و با عبور از سیستم‌های دینی یكی دیگر از برنامه‌های اصلاح‌طلبان است و اینكه می‌گویند از ایشان اجازه نگیرید همین موضوع را به اثبات می‌رساند چراكه آنها پس از به قدرت رسیدن با رهبری كار دارند.

تشكیل ستاد انتخاباتی ایران در امریكا

تمامی این موضوعات در آستانه انتخابات شكل گرفته بود و نكته مهم اینجاست كه این بی سابقه است كه در یك انتخابات ایران در امریكا هم ستاد انتخاباتی داشته باشیم و آنها ثانیه به ثانیه وقایع ایران را رصد و هدایت می‌كردند. دراین كشور كمیته تشكیل شد و از اصلاح‌طلبان حمایت می‌شد و وقایع پس از انتخابات را مورد حمایت قرار می‌دهند. همین موضوع باعث شد كه این فتنه بسیار پیچیده شود.

اصلاحطلبان به دنبال حذف رهبری

طرح محدود و پاسخگو كردن رهبری و فعال كردن مجلس خبرگان برای نظارت و حذف رهبری، شورایی و مدت دار كردن رهبری نیز از برنامه‌های اصلاح‌طلبان پس از انتخاب شدن بود. می‌گفتند رهبری را دو دوره پنجساله كنیم تا همه چیز تمام شود. چه معنی دارد كه بگوییم تا ظهور امام زمان ادامه پیدا كند.

همین آقایان در جلسات خود در مجمع تشخیص مصلحت نظام گفتند كه باید بسیج را از مساجد بیرون كنیم و داشتند یك مصوبه را می‌گذراندند كه بسیج از مساجد به یك ساختمان بروند چون ماهیت آنها نظامی است.

تعیین مرجع رسیدگی به شكایت از رهبری، به وجود آوردن عفو رهبری توسط مراجع قضائی هم از برنامه‌های اصلاح‌طلبان بود. اینها در حالی تنظیم طرحی برای ارائه به قوه قضائیه بودند كه علیه مقام معظم رهبری دادخواهی كنند و با كمك این نهاد به رهبری حمله كنند. در جلسات می‌گفتند كه ما باید ابهت ولایت فقیه را بشكنیم. بنابراین قابل مشاهده است كه در نظام جمهوری اسلامی ایران دشمن به این نتیجه رسیده است چیزی كه 30 سال است نظام را سرپا نگه داشته است همین ولایت فقیه است.

گـــزارش تیم‌های جاسوسی امریكا از ایران

در امریكا در جلسه‌ای دعوایی بین دونالد رامسفلد و خانم رایس اتفاق افتاد كه رامسفلد نظرش بر این بود كه باید به ایران حمله كنیم و از 56 پایگاه اطراف ایران علیه این كشور استفاده كنیم اما خانم رایس معتقد به جنگ نرم بود. بنابراین امریكایی‌ها هفت تیم جاسوسی وارد ایران كردند تا ببینند كه چطور انقلاب ایران به رغم تهاجمات هنوز 30 سال است كه سرپا ایستاده است. این تیم‌های جاسوسی گزارش جالبی می‌دهند.

آنها می‌گویند ایرانیان یك سمبل به نام امام حسین دارند كه نوه پیامبر اسلام است. این فرد 1400 سال قبل با تعداد اندكی در مقابل یك لشكر بزرگ می‌ایستد و با شجاعت كشته می‌شود و این اخلاق به ایرانیان به ارث رسیده است و ایرانی‌ها بر همین اساس در مقابل ما ایستاده‌اند. روز كشته شدن این سمبل 70 میلیون ایرانی سیاه‌پوش می‌شوند. آنها سپس راهكار ارائه می‌دهند و می‌گویند از طریق منبرها و هیاتها می‌توان نفوذ كرد و گفتند كه از طریق مداحان ما باید موضوعات خود را منتقل كنیم.

نمونه این كار هم آقای هلالی است كه بعد از دستگیری ایشان توسط نیروهای امنیتی معلوم شد كه این آقا از طریق چند واسطه با سرویس MI6 ارتباط دارد. علاوه بر آنها قصد داشتند كه سراغ روحانیونی كه تریبون داشتند و مطرح بودند نیز بروند. آنها ملودی‌های مداحی‌ها را تغییر دادند تا ذائقه جوانان را تغییر دهند.

این مداحی‌های جدید حماسه سازی و انسان سازی نمی‌كند و اثر گذار نیست. این برنامه امریكایی‌هاست. نكته بعدی بررسی این تیم‌های جاسوسی در خصوص مقام معظم رهبری بود و تأكید زیادی كردند كه باید مورد هدف قرار بگیرد و سومین راهكار اینها در خصوص مراجع بود.

جریان اعتراضی را زنده نگه دارید

دستور كار بعدی اصلاح‌طلبان پس از انتخابات تشكیل جبهه سیاسی و فعال و زنده نگه داشتن جریان اعتراضی بود. اتفاقی كه در روز قدس،13 آبان، 16 آذر و روز عاشورا افتاد برای زنده نگه داشتن جریان اعتراضی است.

آنها گفتند كه از فرصتهای نظام باید استفاده كنیم چون به ما مجوز نمی‌دهند و اگر هم خودسرانه عمل كنیم با ما برخورد می‌كنند. در 13 آبان اینها سه هفته تمام امكانات خود را بسیج كردند و رسانه‌های انها به صحنه آمدند كه 13 آبان به هر قیمتی جریان اعتراضی را باید كنترل كنیم. فكر می‌كردند كه روز 13 آبان بتوانند به اندازه هرسال برای خود جمعیت جمع كنند اما اینها در حالت خوش‌بینانه حدود 5 هزار نفر بیشتر در خیابان نیاوردند.

جالب است كه در طرف مقابل امت انقلابی كه هر سال حدود 10 تا 15 هزار نفر برای راهپیمایی 13 آبان می‌آمدند، حضوری 70 هزار نفره در این خصوص داشتند.

این پنج هزار نفر حضور هم قابل توجیه است. چرا كه ما در تهران حدود 400 خانوار نفاق داریم كه همیشه در جریانات فعال هستند. در كنار اینها یكسری ارذل و اوباش داریم كه با پول حضور پیدا می‌كنند اما به رغم این جمعیت خوبی كه برای ضد انقلاب می‌توان در نظر گرفت آنها پنج هزار نفر بیشتر نتوانستند به خیابان‌ها بكشند.

ذخیره نیرو در NGOها

استفاده از ظرفیت كشورهای بیگانه و NGOها نیز یكی دیگر از برنامه‌های اصلاح‌طلبان در ایام پس از انتخابات بود. خاتمی می‌گفت ما باید نیروهای اجتماعی خود را در این NGOها جمع و متراكم كنیم تا در موقع لزوم همه آنها را بیرون بریزیم. در انقلاب‌های رنگی قابل مشاهده است كه اكثر جریانات از طریق همین NGOها به ثمر می‌رسد.

برنامه‌ریزی برای انتخابات آتی، ترویج غیر مشروع بودن دولت، ایجاد انشقاق در جبهه اصولگرایان و تشویق و ترویج نافرمانی مدنی یكی دیگر از برنامه‌های این جریان است.

تلاش برای تخریب نماز جمعه 29 خرداد

اصلاح‌طلبان روزهای شروع آشوب‌ها بالغ بر یك هفته تمام برنامه‌ریزی می‌‌كردند كه ابهت رهبری را در نماز جمعه 29 خرداد بشكنند و تمام امكانات خود را برای این كار بسیج كردند. به همین خاطر روز شنبه 30 خرداد توانستند حدود 20 هزار نفر اغتشاشگر را به خیابان‌ها ‌بكشند. این آدم‌ها هم از ثمرات همان جلسات دو ساله بود.

تلاش برای شروع درگیری‌ها پیش از انتخابات

در ایام تبلیغات همزمان با شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، ستاد موسوی برنامه ریزی كرده بود كه از میدان تجریش تا میدان راه آهن با لباس سبز كارناوال راه بیندازند؛ درست در روزی كه در میدان ولیعصر(ع) هر ساله هیات رزمندگان اسلام برنامه برقرار می‌كند. این موضوع به آقای بهزادیان‌نژاد تذكر داده شد و ایشان ابراز بی‌اطلاعی كرد. خود میرحسین موسوی هم در این خصوص خبری نداشت. بنابراین پس از بررسی‌ها مشخص شد كه در اتاق جنگ روانی، آقای خانیكی، نعیم پور و حجاریان به این موضوع خوراك می‌دهند و این اطلاعیه را توزیع كردند.

با این طرح مشخص است كه اینها قبل از انتخابات تصمیم به اغتشاش داشتند. اینها از قبل گفته بودند كه باید بین جنبش‌ها پیوند برقرار كنیم. چراكه هر جنبشی به تنهایی بیاید نظام با آنها برخورد می‌كند. بنابراین باید این جنبشها پیوند بخورند و به یك خیزش عظیم اجتماعی علیه نظام تبدیل شوند. این ماجرای كشته سازی نیز جزو طراحی‌های جلسات اصلاح‌طلبان بوده است كه قبل از انتخابات می‌خواستند خونی ریخته شود و پیراهن عثمان درست كنند.

نقش برجسته منافقین در فتنه اخیر

در حوادث اخیر، حدود 30 نفر كه ارتباط مستقیم با منافقین داشتند توسط وزارت اطلاعات دستگیر شدند. اینها در ستاد اصولگرایان هم جاسوس داشتند. سفارتخانه‌ها نیز به صورت شبانه روزی با تمام توان فعال بودند و این نكته عجیبی بود. NGOهای خارجی هم نقش عجیبی در این فتنه داشتند و تلاش گسترده‌ای كردند كه تمام جوانان ایرانی مقیم خارج را به داخل ایران گسیل دهند.

چه كسانی با سرویس‌های جاسوسی در ارتباط هستند؟

بر اساس اسناد موجود در نهادهای امنیتی برخی عناصر فتنه بدون شك با خارج از كشور در ارتباط هستند و این موضوعی است كه به اثبات رسیده است. جالب این است كه برخی از فرزندان آقایان نامهرسان سرویس MI6 انگلیس هستند و برای آقایان نامه می‌برند و می‌آورند.

یكی از بازداشتشدگان در اعترافات خود به دفتر ژنو خاتمی اشاره می‌كند و می‌گوید بارها به خاتمی گفتیم كه این دفتر مشكل ساز می‌شود اما توجهی نكرد. وی ادامه می‌دهد یكبار در هواپیما نظر سفیر سوئیس در خصوص دفتر خاتمی در ژنو را پرسیدم كه ایشان گفت كه این دفتر بهترین مكان برای ارتباط خاتمی با آمریكا و غرب است.

خاتمی هر زمان كه به دفتر ژنو می‌رفت با آقایان رسام، بهنود، خانم كاملیا و شیلر ملاقات می‌كرد. خاتمی هر موقع كه آنجا می‌رود، ساعت‌ها با این افراد پشت درهای بسته جلسه داشته است.

تلاش اصلاح‌طلبان برای ایجاد تغییر در مبانی نظام

آن چیز كه مسلم است اتفاقی است كه در كشور افتاد، یك جریان از قبل طراحی شده سیاسی، برای جهت‌گیری‌ها و تغییر در برخی از اصول و مبانی نظام بوده است كه با خروج از نظام و قانون و رهبری و به كارگیری ظرفیت‌های داخلی و خارجی از جمله ایجاد اغتشاش در حال پیاده سازی بود. اصلاح‌طلبان با برنامه ریزی قبلی خود می‌دانستند كه شكست می‌خورند به همین خاطر گفتند كه ما باید هزینه این شكست را به گردن نظام بیندازیم. بنابراین موضوع تقلب و عدم صلاحیت مسؤولان كشور را مطرح و گسترده پخش كردند و كلید رسمی آن توسط محتشمی‌پور كه كمیته صیانت از آرا را درست كرد، زده شد.

اینها در پاسخ این سوال كه چرا به رغم وجود نظرسنجی‌ها در خصوص شكست، چرا به میرحسین موسوی چیزی نگفتید؟ یكی از این افراد در این خصوص می‌گوید: ما می‌دانستیم كه رأی نداریم و تقلب هم غیر ممكن است. ما رأی روستائیان را در نظرسنجی‌ها عمداً محاسبه نمی‌كردیم و آرا را با 5 درصد اختلاف به میرحسین میدادیم تا باور كند كه پیروز است و اگر پیروز نشود، تقلب شده است. علی هاشمی نیز در این زمینه بسیار موثر بوده است كه میرحسین را دچار توهم تقلب بكند. این جزو اعترافات اكثر عوامل دستگیر شده فتنه است.

برخی از اظهار نظرهای سران اصلاحات در خصوص توهم تقلب:

- رضا خاتمی می‌گوید: بعد از بررسی‌ها كه انجام شد آقای موسوی خوئینی‌ها و محتشمی پور به عنوان محور طرح تقلب مطرح شدند.

- 8 ماه پیش از انتخابات در جلسات مختلف تاجزاده می‌گفت كه ما باید قبل از هرچیز طرح تقلب را در دستور كار خود قرار دهیم.

- موضوع تقلب،بحثی بود كه یك سال پیش از انتخابات كه بحث اولیه انتخابات مطرح شده بود، مطرح شد.

- موسوی خوئینی‌ها می‌گوید: اگر مشاهده شد كه تقلبی صورت گرفته است یا باید مردم را در جریان بگذاریم یا باید یك روش جایگزین را معرفی نمود تا مردم احساس كنند كه با این روش می‌توانند به حق خود برسند.

- یكی از همفكران اینها هم می‌گوید: در این چهار سال خلاصه كارهای مصطفی تاجزاده این بود كه در حرفها و نوشته‌هایش بروز می‌كرد، این عناوین است كه همه مشكلات را به گردن رهبری بیندازیم و احمدی‌نژاد را عامل رهبری بدانیم و اجماع علیه وی درست كنیم و گروه‌های مخالف را متحد كنیم و فضای خیابانی را برای تقلب یا جشن مهیا كنیم. یعنی اگر پیروز هم می‌شدند این وقایع به وقوع خواهد پیوست.

- تاجزاده در انتخابات می‌گفت: اگر ما بتوانیم پیروز شویم با تجربیاتی كه در این سالها به دست آوردیم خواهیم توانست رهبری را مهار كنیم.

- محتشمی پور هم می‌گوید: ما یك سلسله برنامه در نظر داریم كه قبل از آن باید به اطلاع مهندس موسوی برسانیم. این برنامه طرح الله اكبر تا ابطال انتخابات است. این انتخابات فاقد مشروعیت است و ما هر شب از ساعت 10 باید الله اكبر بگوییم تا انتخابات باطل شود.

ما دین‌دار هستیم

برنامه جدید فتنه گران این است كه هیات‌های مذهبی را در اختیار بگیرند و مراسم دعا برگزار كنند تا به مردم اثبات كنند كه متدین هستند. موسوی‌خوئینی‌ها در زمان انتخابات می‌گوید: به ستادها بگویید ولو به صورت صوری، در زمان نماز در را ببندند و بگویند كه می‌خواهیم نماز بخوانیم. محتشمی پور هم مدام در منزل خودش دعای كمیل برگزار می‌كند. اما نكته اصلی این است كه این‌ها در حوزه دین تفكرات عجیبی دارند. برخی از احكام قرآن در خصوص زندگی قبیله‌ای آن زمان بوده است یا احكام صادره در آن زمان احكام قطعی و جاودان بوده است كه تحت شرایط آن زمان صادر شده است. اگر قطعی باشد باید ما نیز به صورت قبیله‌ای زندگی كنیم.

لابی‌های بین المللی برای حمایت از میرحسین

در جریان انتخابات اصلاح‌طلبان تلاش‌های زیادی كردند تا نظر كشورهای مختلف را برای میرحسین موسوی جلب كنند. عطریانفر در این خصوص می‌گوید: مهدی هاشمی گفت كه پیغام ما به اوباما این بوده است كه تا قبل از انتخابات با ایران وارد مذاكره نشوید. جالب است كه آقای خاتمی ماموریت داشت كه با سفر به كشورهای غربی نظر آنان را به نفع میرحسین موسوی جلب كند. چراكه این كشورها موسوی را قبول نداشتند و معتقدند كه تفكرات ماركسیستی دارد.

بعد از جلسات خاتمی با كشورهای غربی و عربی یك موج فزاینده حمایت و دفاع از میرحسین توسط رسانه‌های خارجی شروع شد كه خاتمی این رسانه‌ها را منسجم كرد. یكی از نزدیكان سابق او می‌گوید: من چندشم می‌شود كه با چه وضعیتی رفتم و از این كشورهای عربی برای مركز گفت‌وگوی تمدن‌ها پول گرفتم و نمی‌توانم بگویم كه چقدر جمهوری اسلامی را فروختیم. وی ادامه می‌دهد: یك بار نماینده امارات تماس گرفت و از قول پادشاه گفت كه اگر پول می‌خواهید خاتمی باید بیاید در مركز استراتژیك ما در خصوص آن چیزی كه می‌خواهیم سخنرانی كند و بابت هر سخنرانی 100 هزار یورو بگیرید.

استراتژی‌های هاشمی شكست خورد

هاشمی سه استراتژی را یكی پس از دیگری اجرا كرد. هاشمی میانه خوبی با خاتمی و احمدی‌نژاد ندارد. بنابراین تصمیم می‌گیرد كه نه خاتمی باشد و نه احمدی‌نژاد و كسی باشد كه فرمانبردار او باشد. ایشان خدمت مقام معظم رهبری رسیدند و طرح دولت راست صالح را مطرح كردند و از مقام معظم رهبری خواستند كه جلوی احمدی‌نژاد را بگیرد تا از این طریق وی نیز جلوی خاتمی را بگیرد. سپس حسن روحانی را به عنوان كاندیدا معرفی می‌كند.

استراتژی دوم هم با توجه به دفاع مقام معظم رهبری از احمدی‌نژاد اینگونه شد كه نه به احمدی‌نژاد و بله به خاتمی. بنابراین طرح دولت وحدت ملی مطرح شد و تبلیغات سنگینی را انجام دادند.

یك آدم اصولگرا را نیز پیش انداختند و او در مجلس جشن 30 سالگی گرفت و همه را دعوت كرد و به آنها تریبون داد تا هر سیاه‌نمایی كه می‌خواهند انجام دهند.

استراتژی سوم هم این شد كه نباید بگذاریم اصول‌گرایان با یك كاندیدا بیایند. باید با چند كاندیدا بیایند تا رأی احمدی‌نژاد خرد شود و صف اصول‌گرایان را دچار انشقاق كنیم. بنابراین استراتژی سوم دولت ائتلافی كه از زبان رضایی مطرح شد، بود.

بنابراین هاشمی اول به سراغ لاریجانی رفت و لاریجانی هم برای آمدن جدی بود اما با افشای طرح هاشمی و تلاش وی برای سوزاندن پیش از موعد مهره‌های اصولگرایان وی منصرف شد.

پس از این سراغ قالیباف رفتند و او نیز رفت و ستادهای خود را فعال كرد اما بعد كنار رفت. قالیباف كه كنار كشید، 13 ستاد خود را به محسن رضایی داد و 23 ستاد را نیز در اختیار میرحسین موسوی قرار داد. هاشمی نهایتاً به گزینه محسن رضایی رسید.

 

منبع: ویژه‌نامه پتك جمهوریت




طبقه بندی: سیاست داخلی،
برچسب ها: ناگفته‌هایی از پشت صحنه فتنه 88 (قسمت دوم)، بصیرت، سید محمد خاتمی، میر حسین موسوی، بهزاد نبوی، موسوی خوئینی ها، سران فتنه، منافقان، پشت پرده انتخابات ریاست جمهوری 1388، مهدی کروبی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 7 شهریور 1389 توسط محمد امین حقگو
قالب وبلاگ