تبلیغات
بصیرت
بصیرت
مایه ی ننگ ملت خواص بی بصیرت

عامل ایرانی بنیاد سوروس در اولین سفر خود به ایران در سال 1999، توسط فردی به نام نادر صدیقی با آقایان حجاریان و تاج زاده آشنا می شود 
 
 
ایجاد انقلاب مخملین در ایران از طریق نافرمانی مدنی، بخشی از پازل راهبردی امریكا برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون است كه تاكنون به دفعات طراحی شده است.   بررسیهای  به عمل آمده در خصوص تلاش برخی موسسات، بنیادها و سازمانهای امریكایی برای اثرگذاری بر جمهوری اسلامی ایران نشان داده است، این نهادها سعی دارند تحت پوشش عناوینی همچون دموكراسی سازی، حقوق بشر و غیره نقشی را ایفا نمایند كه سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی آنها در سالهای گذشته، علیه كشورهای هدف، انجام میدادند.

فعالیتها و برنامه های مربوط به ایران، از طریق بنیاد معروف امریكایی «سوروس» حمایت و پشتیبانی مالی شده است؛ بنیادی كه در ایران با ایجاد یك شبكه ارتباط غیر رسمی و تلاش برای توسعه و گسترش  آن، اهداف براندازی خود را دنبال می كرده است.  برخی از این بنیادها از طریق دعوت افراد برای سخنرانی، شركت در كنفرانس، دادن پروژه های تحقیقاتی و بورسهای مطالعاتی و غیره سعی در یارگیری و جذب عناصر موثر كشور و مرتبط نمودن آنها با نهادها و سازمانهای تصمیم ساز و تصمیم گیر در امریكا  داشته اند. البته در این میان نقش پنهان برخی عناصر اطلاعاتی آنها در این فرآیند و تحت پوششهای یاد شده موثر و كلیدی میباشد.  گرچه اهداف كوتاه مدت بنیادهای مزبور، عمدتاً به فعالیتهای ظاهری آنها بر میگردد لكن اهداف میان مدت آنها نوعی فرهنگ سازی، نهاد سازی و شبكه سازی در كشور است كه به تدریج به ایجاد یك شبكه غیر رسمی و مرتبط با آنها در داخل كشور منجر شده و توسعه و گسترش آن در دستور كار جدی قرار دارد.  هدف غایی و دراز مدت بنیادهای مزبور نیز، توانمندسازی این شبكه در عرصه های مورد نظر و بهره گیری از آن در زمان معین در رویارویی با حاكمیت یك كشور میباشد كه این مدل طراحی شده امریكاییها با تابلوی ظاهری و فریبنده آن، براندازی نرم را در كشورها دنبال می نماید.

معرفی بنیاد سوروس
بنیاد سوروس یا همان سازمان جامعه باز(OSI) توسط فردی صهیونیست و مجار الاصل به نام جورج سوروس در دهه 1970 با هدف كمك به مخالفان شوروی سابق  در كشورهای بلوك شرق اروپا از طریق نهادهای پوششی و كمك به نویسندگان، NGOها و نخبگان تأسیس شد و بعدها این كمكها نهادهای حامی حقوق بشر را هم تحت پوشش قرار داد.   جرج سوروس یك سرمایه دار موفق در زمینه بورس و ارز است كه سالانه 300 الی 500  میلیون دلار از درآمدهای خود را به تأمین هزینه های بنیادش اختصاص میدهد. 
 

عامل ایرانی بنیاد سوروس در اولین سفر خود به ایران در سال 1999، توسط فردی به نام نادر صدیقی با آقایان حجاریان و تاج زاده آشنا می شود 
 
 
ایجاد انقلاب مخملین در ایران از طریق نافرمانی مدنی، بخشی از پازل راهبردی امریكا برای تغییر ساختار جمهوری اسلامی ایران از درون است كه تاكنون به دفعات طراحی شده است.   بررسیهای  به عمل آمده در خصوص تلاش برخی موسسات، بنیادها و سازمانهای امریكایی برای اثرگذاری بر جمهوری اسلامی ایران نشان داده است، این نهادها سعی دارند تحت پوشش عناوینی همچون دموكراسی سازی، حقوق بشر و غیره نقشی را ایفا نمایند كه سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی آنها در سالهای گذشته، علیه كشورهای هدف، انجام میدادند.

فعالیتها و برنامه های مربوط به ایران، از طریق بنیاد معروف امریكایی «سوروس» حمایت و پشتیبانی مالی شده است؛ بنیادی كه در ایران با ایجاد یك شبكه ارتباط غیر رسمی و تلاش برای توسعه و گسترش  آن، اهداف براندازی خود را دنبال می كرده است.  برخی از این بنیادها از طریق دعوت افراد برای سخنرانی، شركت در كنفرانس، دادن پروژه های تحقیقاتی و بورسهای مطالعاتی و غیره سعی در یارگیری و جذب عناصر موثر كشور و مرتبط نمودن آنها با نهادها و سازمانهای تصمیم ساز و تصمیم گیر در امریكا  داشته اند. البته در این میان نقش پنهان برخی عناصر اطلاعاتی آنها در این فرآیند و تحت پوششهای یاد شده موثر و كلیدی میباشد.  گرچه اهداف كوتاه مدت بنیادهای مزبور، عمدتاً به فعالیتهای ظاهری آنها بر میگردد لكن اهداف میان مدت آنها نوعی فرهنگ سازی، نهاد سازی و شبكه سازی در كشور است كه به تدریج به ایجاد یك شبكه غیر رسمی و مرتبط با آنها در داخل كشور منجر شده و توسعه و گسترش آن در دستور كار جدی قرار دارد.  هدف غایی و دراز مدت بنیادهای مزبور نیز، توانمندسازی این شبكه در عرصه های مورد نظر و بهره گیری از آن در زمان معین در رویارویی با حاكمیت یك كشور میباشد كه این مدل طراحی شده امریكاییها با تابلوی ظاهری و فریبنده آن، براندازی نرم را در كشورها دنبال می نماید.

معرفی بنیاد سوروس
بنیاد سوروس یا همان سازمان جامعه باز(OSI) توسط فردی صهیونیست و مجار الاصل به نام جورج سوروس در دهه 1970 با هدف كمك به مخالفان شوروی سابق  در كشورهای بلوك شرق اروپا از طریق نهادهای پوششی و كمك به نویسندگان، NGOها و نخبگان تأسیس شد و بعدها این كمكها نهادهای حامی حقوق بشر را هم تحت پوشش قرار داد.   جرج سوروس یك سرمایه دار موفق در زمینه بورس و ارز است كه سالانه 300 الی 500  میلیون دلار از درآمدهای خود را به تأمین هزینه های بنیادش اختصاص میدهد. 
 

تفاوت عمده بنیاد سوروس با دیگر بنیادهای هم عرض مانند بنیاد «راكفلر»، «فورد» و «جرمن مارشال فایند» در این است كه مدیران این بنیاد اهداف ایدئولوژیك را دنبال میكنند و رسماً اعلام میکنند، صرفاً در پی توسعه اقتصادی و یا كمك به نهادها و NGOهای صنفی و سیاسی نیستند بلكه از این طریق به دنبال ایجاد جامعه باز – طبق نظریه پوپر ( استاد سوروس ) - میباشند و اقدامات و پروژه هایی مانند همكاریهای بهداشتی و فرهنگی یا كمك به زلزله زدگان، پوششی است برای پیگیری هدف پنهان OSI  كه همان ایجاد جامعه باز است . در كشورهای اروپای شرقی این اتفاق یعنی ایجاد جامعه باز در بستر انتخابات شكل  گرفت و انقلابهای مخملین، یكی پس از دیگری از كرواسی شروع و  بعد در سال 2000 مهمترین نمونه آن در صربستان رخ داد. 
 

چندی پیش، در مصاحبه ای از جورج سوروس سوال میشود، آیا شما در مورد دخالت مدیران این بنیاد دراتفاقات كشورهای اروپای شرقی پشیمان نیستید؟  وی پاسخ میدهد، نه پشیمان نیستم و اتفاقات بسیار خوبی بود! 
 

مراحل سه گانه فرآیند انقلاب مخملین
 بنیاد سوروس در سه مرحله اقدامات خود را برای تحقق اهداف انقلاب مخملین انجام می دهد. مرحله اول شناسایی و پرورش دادن و ایجاد شبكه ای از افراد متفاوت همسو و همفكر با ارزشها و اهداف دراز مدت OSI و حمایت از آنها از طرق مختلف است.
 

این افراد از بین گروههای مؤثر جامعه مانند اساتید دانشگاه، روزنامه نگاران، هنرمندان و دیگر نخبگان انتخاب میشوند.

هدف از این اقدام در كوتاه مدت كمك به افراد همسو و شكل دهی گروههاست ولی در دراز مدت هدف یارگیری است تا در هنگام بحران و مراحل پایانی انقلاب مخملین از این پتانسیل استفاده شود.  مرحله دوم، شناسایی یك یا چند نهاد غیر دولتی برای اجرای برنامه های مشترك را شامل می شود و این زمانی است كه OSI احساس میكند نمیتواند فعلاً بطور مستقل در آن كشور عمل كند و مرحله سوم زمانی است كه OSI موفق میشود از طریق یارگیری در درون دولت، مجوز تاسیس یك دفتر مستقل را اخذ نماید و مستقیماً یك شعبة بنیاد در آن كشور ایجاد شود . 
 

بنابر نظر کارشناسان، اقدامات OSI  در كشور تركیه در مرحله سوم، در پاكستان در مرحله دوم و  در ایران در مرحله نخست قرار دارد یعنی در ایران دنبال جای پا هستند.  
   

ارتباط گیری عوامل سوروس با دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل
در سال 1383 یکی ازعوامل ایرانی جریان تجدیدنظر طلب با سازمان  OSIبه عنوان مشاور همکاری خود را آغاز نمود. 

همزمان با شروع  این همکاری  در سفری كه این فرد به نیویورک  داشت با چند استاد دانشگاه ایران از جمله ناصرهادیان و هادی سمتی (اساتید دانشكده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه تهران ) آشنا شد. وی همچنین در آن مقطع  از طریق «آنتونی ریكتر» معاون بخش خاورمیانه سازمان جامعه باز با محمدجواد ظریف نماینده دائم ایران در سازمان ملل و دكتر سجادپور، رایزن پژوهشی جمهوری اسلامی ایران در نیویورك، آشناشد.  در اینجا بود که «ریکتر» از این عامل خواست مشاوره فنی آقای ظریف را تقبل كند. در آن دیدار قرار شد پروژه های مشترکی برای همکاری تعریف شود مانندهمكاری كتابخانه های ایران و اروپا، یك پروژه بهداشتی و كمك به چند  NGO و این عامل ایرانی مقرر شد  به عنوان مشاور فنی پروژه ها در داخل ایران ایفای نقش نماید.
 

ظریف  این عامل ایرانی را به دكتر مصطفی زهرائی معرفی كرد كه در آن زمان مدیر كل مركز مطالعات وزارت خارجه بود. زهرائی از سالها پیش با آنتونی ریكتر مسئول بخشی خاورمیانه وایران در OSI آشنا بوده و شروع این آشنایی به زمانی برمی گردد كه زهرائی در دفتر نمایندگی ایران در نیویورك كار میكرده است.  
   

ارتباط مشاور سوروس با مسئولان دولت وقت
 عامل ایرانی بنیاد سوروس و مشاور این بنیاد در اولین سفر خود به ایران در سال 1999كه با هدف انجام تحقیقات در زمینة توسعه شهری و مسئله سرمایه اجتماعی انجام می شد، توسط فردی به نام نادر صدیقی با آقایان حجاریان و تاج زاده آشنا می شود. بهانه این آشنایی توصیه ای بوده كه نادر صدیقی به او کرده بود. صدیقی پیشنهاد میكند وی در مورد انتخابات شهر و روستا تحقیق نماید كه سال بعد – سال 1378 – قرار بود انجام شود و در این رابطه نیاز به ارتباط و هماهنگی با مسئولان  امر در وزارت كشور بود. 
 

بنابر این ملاقاتی با آقایان حجاریان و تاج زاده در محل وزارت كشور انجام میگیرد. وی در آن دیدار موضوع سرمایه اجتماعی را- كه در واقع تبلور عینی جامعه مدنی است- شرح میدهد كه بسیار مورد استقبال نامبردگان قرار میگیرد.

وی اظهار میدارد، در آن جلسه كتاب آقای پاتنام را كه در مورد چگونگی گسترش دموكراسی در ایتالیا نوشته شده است به آقای حجاریان و آقای تاج زاده معرفی میكند و بعدها متوجه میشود كه این كتاب توسط حجاریان ترجمه شده است. در جلسه مذكور حجاریان تأكید میكند، مادنبال تقویت جامعه مدنی مستقل از حكومت، تقویت آزادیهای اجتماعی، تقویت NGOها و تقویت فعالیت احزاب در ایران هستیم وبرخی معتقدند، این روند منجر به فروپاشی بافت سنتی  جامعه میشود، در حالی كه ما معتقدیم این برنامه ها موجب جلوگیری از فروپاشی میشود. ذکر این نکته ضروری است که سرمایه اجتماعی همان گسترش دموكراسی در سطح منطقه ای است. حجاریان در آن جلسه گفت:ما یك زمانی دارای سرمایه انقلابی بودیم كه انقلاب 57 را به وجود آورد و امروز نیاز به سرمایه اجتماعی است كه جامعه مدنی و دموكراسی را به وجـود آورد. 
    

سفر معاون سوروس به ایران 
 سال1383 «آنتونی ریکتر» سفری به ایران داشت.  در آن زمان  عامل ایرانی بنیاد سوروس به عنوان استاد مدعو در دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی تدریس میكرد. ریكتر از سوی مركز مطالعات وزارت خارجه و شخص دكتر زهرائی دعوت شده بود.  ریكتر وقتی متوجه شد عامل ایرانی بنیاد سوروس  قصد دارد در ایران ماندگار شود، به وی پیشنهاد كرد كه بهعنوان مشاور OSI در ایران كار کند. 
 

نکته جالب توجه اینکه «ریكتر» در آن سفر به جز دیدار با عامل ایرانی بنیاد سوروس با افراد دیگری هم ملاقات داشت همچنین وی با افرادی مثل مهرانگیز كار- كه باوی  از قبل ارتباط داشت- ملاقات نمود.   عامل  ایرانی بنیاد سوروس درآن سالها درموسسه پژوهشهای فرهنگی مشغول به فعالیت بود. دراین سفر ریکتر دیداری با خوشنویس، مدیر این موسسه  انجام داد و طی آن راههای همكاری مشترک مورد بررسی قرار گرفت از جمله پروژه همكاری كتابخانه ها، مطرح شد كه به توافقاتی نیز رسیدند. 
      

نقش موسسه  پژوهشهای فرهنگی 
  افراد به ظاهر روشنفکری  که  بعضا وابستگی هایی به برخی کشورهای غربی داشتند و از خارج از ایران می آمدند مثل رامین جهانبگلو جذب این موسسه میشدند.  رامین جهانبگلو به عنوان رئیس گروه فلسفه و عامل ایرانی بنیاد سوروس در گروه شهری مشغول به فعالیت شدند.
 

در آن  زمان بود که كتاب سرمایه اجتماعی نوشته رابرت پاتنام  توسط  همین عامل ایرانی ترجمه شد كه بسیار مورد استقبال قرار گرفت تا جاییكه از طرف وزیر وقت رفاه  دعوت شدكه پروژه ای را در رابطه با سرمایه اجتماعی اجرا نماید! نکته قابل توجه اینکه  این پروژه در همان سال توسط یك گروه تخصصی وارد برنامه چهارم توسعه شد!
     

نحوه شكل گیری حلقه های ارتباطی از سوی OSI
از نتایج سفر آنتونی ریكتر به ایران، دعوت از برخی افراد به نیویورك  بود، تا بروند و  پروژه خود را به نمایش بگذارند.  این سفرها باعث آشنایی آنها با یكدیگر و با دیگر نهادها و بنیادها می شد طوری كه بعد از بازگشت به ایران كسانی  كه با هم آشنا شده بودند حلقه هایی را شكل می دادند و بعد ارتباط این حلقـه ها با هم موجب ایجاد شبكهای گسترده از افراد همسو و همفكر با OSIمیشد. عامل ایرانی بنیاد سوروس دربازگشت به ایران با یكی از این حلقه ها در دفتر كار دكتر زهرائی آشنا میشود؛اعضای این حلقه عبارت  بودند از: دكتر زهرائی، دكتر هادیان، دكتر سمتی و دكتر چگینی زاده. در جلسه مشترک در دفتر زهرایی  عامل ایرانی بنیاد سوروس در مورد پروژه هایی كه توسط آقای ریكتر و ظریف مطرح شده بود توضیحاتی ارائه کرد؛ پروژه كتابخانه ها، بهداشت و حقوق بشر. همچنین در آن جلسه مقرر گردید برای شروع همكاری با دفتر مطالعات حقوق بشر دانشگاه تهران، زهرائی  این عامل را به رئیس موسسه حقوق بشر یعنی خانم دكتر نسرین مصفا معرفی كند. در آن زمان محسن میـــردامادی رئیس بخش مطالعات بین الملل دانشگاه تهران بود که موسسه حقوق بشر زیر مجموعه آن بود.  
  

ملاقات عطریانفر با جورج سوروس
در اوائل دهه 70، هیاتی ایرانی به نیویورک رفت. در آن سفر محمد عطریانفر با شخص جورج سوروس ملاقات كرده و در مورد توسعه مطبوعات اصلاح طلب گفت وگو نمود. بررسیها نشان داده که  عمده افرادی که د راوایل دهه 70 با بنیادهائی مثل سوورس ارتباط داشتند، از چهره های سرشناس جریان اصلاحات بودند.  بنابر شواهد، مرتبطان با OSI  به دو دسته تقسیم میشوند: كسانی كه مستقیماً ارتباط هستند  و کسانی كه بطور غیر مستقیم با موسسه جامعه باز ارتباط دارند.  برای مثال افرادی مانند حجاریان، تاج زاده، شیرین عبادی، باقرنمازی، نادر صدیقی و دكتر چگینی زاده بصورت غیر مستقیم در ارتباط  با موسسه جامعه باز میباشند.  
  

طرحهای بنیاد سوروس در ایران
 

طرح اول: پروژه كتابخانه ها
دفتر پژوهشهای فرهنگی كارگروهی را تشكیل داد  كه این كارگروه متشكل از رئیس دفتر پژوهشهای فرهنگی، عامل ایرانی بنیاد سوروس به عنوان كارشناس و مشاور بنیاد سوروس،دكتر عباس حری بهعنوان مشاور تخصصی قسمت كتابخانه دفتر پژوهشهای فرهنگی و یك نماینده از كتابخانه ملی بود. این كارگروه در ابتدای امر بودجه نداشت و ملاحظاتی وجود داشت كه این پروژه ها به چه شكلی باید پیش برود. در همین راستا، بنیاد سوروس به این كارگروه پیشنهاد میكند كه ما میتوانیم برای اجرای یك پروژه مشترك به شما كمك كنیم.   بنیاد سوروس در راستای اجرای پروژه ها مدرسهای به نام آیفل را به این کارگروه معرفی كرد. آیفل مدرسه كوچكی است كه ستاد آن در رم ایتالیا است. این موسسه سابقاً زیر مجموعه بنیاد سوروس بوده ولــــی درسالهای گذشته به عنوان یك بخش رسمی بنیاد سوروس در آمده و بطور مستقل در ایتالیا ثبت شده است.  البته علی رغم اینكه اهداف این مدرسه، ظاهراًمستقل از Osi  است ولی مسؤولانش به این مسأله اذعان دارند كه صددرصد هزینه شان را از دفتر نیویورك بنیاد سوروس دریافت میكنند. یعنی این موسسه به نوعی یك مجموعه پوششی بود. بنا به توصیه آنتونی ریكتر، مسؤولین این پروژه  با این مدرسه تماس برقرارکردند تا این پروژه را به آنها تحویل دهند.    بدین ترتیب یك خانم آلمانی به نام مونیكا Monika به این پروژه  معرفی شد. مونیكا بنابر تجربه ای كه در كشورهای دیگر داشت برای انجام این پروژه در ایران طرح مقدماتی را آماده كرد و برای ریكتر ارسال كرد و با تأِیید وی مهیای سفر به ایران شده. 
 

مونیكا قبل از سفر به ایران به  عامل ایرانی بنیاد سوروس  مأموریت میدهد فهرستی از نهادها و مسؤولینی كه در سیاست گذاری كتابخانه ها و كتب درسی و كتابخانه ملی مؤثرند را تهیه كند وطی تماسی با آنــان،این گروه را بـرای جلسه ای (همزمان با ورود مونیكا ) دعوت نماید.
 

این عامل هم برای شناسایی این افراد با كسانی چون عباس حری و دكتر خوشنویس مشورت میكند و بدین ترتیب رئیس كتابخانه ملی به وی معرفی میگردد. اما چون وی  به عنوان یك شخصیت حقیقی نمیتوانستند با رئیس كتابخانه ملی تماس بگیرد از خوشنویس ( رئیس دفتر پژوهشهای فرهنگی ) میخواهد این ارتباط را برقرار كند و بدین ترتیب دفتر پژوهشهای فرهنگی نقش خود را به عنوان یك حامی سازمان ایفا میكند.   خوشنویس در تماس خودبا رئیس كتابخانه ملی به وی خاطر نشان میكند كه دفتر پژوهشهای فرهنگی قصد دارد یك پروژ عظیم را آغاز كند و بسیار خوشحال میشود در كتابخانه ملی نیز برای تحقق اهداف این پروژه به این موسسه یاری رساند.
 

پس از چندی خانم مونیكا به تهران سفر میكند و نتیجه این سفر این میشود كه میتوانیم به پله بعدی قدم بگذاریم. او پیشنهاد كرد كه گام و قدم بعدی برگزاری یك نشست در مورد اطلاع رسانی مدرن است. مونیكا تأكید کرد، ما با هزینه «آیفل»، سه متخصص را از نقاط مختلف جهان دعوت میكنیم تا پیرامون این موضوع سخنرانی انجام دهند و قرار شد  تعداد زیادی از دست اندركاران در این حوزه دعوت شوند تا در این نشست حضور یابند. پس از تأیید این طرح یك كارگروه كه در دفتر پژوهشهای فرهنگی تشكیل شده بود برای دعوت 100 كتابخانه دار از سراسر كشور وارد عمل شده، مقدمات كار را فراهم آورد .
  

طرح تشكیل اتحادیه كتابخانه ها
عامل ایرانی بنیاد سوروس در سفری که به نیویورك  داشت، از سوی آنتونی ریكتر دعوت میشود كه جلسه ای را در دفتر او برگزار كنند. از قضا در این جلسه چند پزشك ایرانی نیز برای گفت وگو در خصوص چند پروژه بهداشتی در دفتر ریكتر حضور داشتند. دكتر عمران رزاقی و دكتر وزیریان كه هر دو از اعضای مركز ملی مبارزه با اعتیاد هستند، از جمله حاضرین در جلسه فوق الذكر بوده اند. دكتر رزاقی در سال 81 یا 82 در دورهای در دانشگاه «ییل» با چند پزشك آشنا میشود. این پزشكان در بخش بهداشت عمومی بنیاد سوروس مشغول به فعالیت بودهاند و در روابط متقابل رزاقی با این پزشكان، دعوت میشود تا برای توضیح پروژه خود در ایران كه همانا كاهش آسیب ایدز بود، در مركز بنیاد سوروس توضیحاتی را ارائه كند.  عامل ایرانی بنیاد سوروس در  این جلسه بهعنوان مشاور جدید بنیاد سوروس در ایران، به این دو پزشك معرفی میشود. در پایان این جلسه قرار شد دكتر رزاقی پس از بازگشت به ایران یك پروژه مقدماتی را تدوین و به بنیاد سوروس در نیویورك ارسال كند و سؤالات و ابهامات خود را از طریق  مشاور جدید بنیاد سوروس  به  مسؤول این بنیاد انتقال دهد.
 

براساس برنامه دكتر رزاقی پس از بازگشت به ایران با كمك همكارانش این طرح را آماده كرد و زمانی كه قرار بود این طرح را اجرایی كنند دو پیشنهاد میكند تا جلسه ای با معاون وزارت بهداشت برگزار كنند و به سرعت جلسهای با حضور رزاقی، عامل ایرانی بنیاد سوروس، وزیر و معاون وزیر در ساختمان بهداشت در شهرك غرب تشكیل میشود.  

پس از پایان این جلسه رزاقی این طرح را برای امریكا میفرستد. اجرای این طرح نیازمند صد هزار دلار بودجه بود كه پس از تأیید بنیاد سوروس این بودجه مستقیم از نیویورك به حساب دانشكده پزشكی دانشگاه تهران واریز شد. اما رزاقی در اجرای پروژه تعلل میكند و زمانی كه مشاور ایرانی بنیاد سوروس  چرایی این مسأله را از او جویا میشود او پاسخ میدهد كه فرایند وصول پول طولانی است و نهایتا رزاقی پس از چند ماه از اجرای این پروژه صرف نظر كرده و پول را پس میفرستد. 
 

اینجا این سؤال پیش می آید که: آیا بنیادهایی نظیر سوروس كه مستقیماً زیر نظر دولت ایالات متحده فعالیت  میكنند، واقعاً برای وضعیت كتابخانه های ایران، یا وضعیت بهداشت عمومی دلسوزی كرده اند یا اهداف دیگری را دنبال میكنند؟ به نظر میرسد هدف از اجرای این پروژه در حد همان اجرا نبود بلكه با انجام این پروژه ها قصد داشتند شبكهای از همفكران خود را ایجاد كنند تا در زمان بحران به آنها كمك كنند. چون آنها میتوانند از طریق  دفتر بروكسل، هلند و لندن سریع وارد عمل شوند واین بحرانها را هدایت كنند. برای مثال در كشورهای اوكراین و صربستان، بسیاری از NGOها 6 ماه قبل از انتخابات، اعتبارات زیادی را دریافت كردند و بعدها در صربستان وزیر بهداشت جدید، رئیس یك NGO بهداشت بود كه توسط بنیاد سوروس تغذیه میشد و در حقیقت كار  بنیاد سوروس  یك ظرفیت سازی است تا در بحران از همه نیروها استفاده شود. 
     

حضور NGOهای بهداشتی ایران در كنفرانس ایرلند
 بنیاد سوروس از ظرفیت آقایان  رزاقی و وزیریان  استفاده کرده و  NGOهای بهداشتی را شناسایی و به كنفرانس ایرلند دعوت نمود.  افراد مورد نظر برای حضور در كنفرانس ایرلند دعوت میشوند. هزینه سفر و اقامت، به طور كامل توسط بنیاد سوروس تأمین شد، هر چند بنیاد سوروس با پوشش مؤسسهای بهنام مؤسسه بینالمللی بهداشت این خدمات را ارائه كرده است اما در دعوتنامه قید کرد كه بنیاد سوروس از این كنفرانس حمایت مالی كرده است. در این كنفرانس NGOهای ایرانی با شركتهای خارجی آشنا میشوند و بالطبع قراردادهای جدید نیزمیان آنها منعقد میشود.  
   

طرح تشكیل اتحادیه كتابخانه ها
وقتی گروهی از آیفل به ایران آمدند، اعلام کردند، آیفل حاضر است به گروه ایرانی کمک کند.  آنها  یك موسسه بینالمللی با عنوان اطلاع رسانی مدرن را به گروه ایرانی  معرفی كردند و گفتند، ما میتوانیم از این موسسه متخصصانی به ایران بفرستیم، تا تمام احتیاجات شما را در این زمینه برطرف کرده و شما را به روز کنند. اما پیش شرط آیفل برای ارائه این خدمات، تشكیل یك انجمن و اتحادیه جدید با عنوان اتحادیه كتابخانه ها بود كه تشكیل چنین اتحادیهای، از جمله اهداف بسیار بزرگ بنیاد سوروس در ایران بود كه در جهان نیز بی سابقه ارزیابی میشد.  
       

ارتباط بنیاد سوروس با براندازی نرم
 هدف نهایی بنیاد سوروس، ایجاد یك جامعه  به اصطلاح باز است كه در آن ارزشهای غربی، دموكراسی ا زنوع غربی و به اصطلاح حقوق بشر حاكم است. این جامعه باید با سیاستهای غرب و امریكا همخوانی داشته باشد تا همكاریهای آینده شكل بگیرد.  حمله به دین، دین زدایی و حمله به پایه های ارزشی بخشی از اهداف نهایی این جامعه باز است. در حقیقت براندازی نرم ابزاری است برای رسیدن به آن اهداف بلندمدت. موضوع  براندازی نرم فراتر از دولتها در امریكاست. براندازی نرم یك شیوه است تا از طریق آن  حكومتی را تغییر داد و مخلمین بودن آن بخاطر این است كه حمله نظامی در آن نیست و از طریق تقویت لایههایی از جامعه كه با نظام مخالفند، صورت میگیرد. 
      

اعتبارات پروژهها از كجا تأمین میشد؟
اعتبار این طرحها در ردیف بودجه سالانه وزارت امورخارجه كشورهایی مانند امریكا و هلند قرار دارد. این بودجه ها زیر ردیف بودجه كمك به گسترش دموكراسی و حقوق بشر قرار دارد. 
 

بنیادهایی نظیر سوروس در ابتدا با اهدافی خیرخواهانه فعالیت خود را شروع میكنند، اما پس از ایجاد یك شبكه در كشور هدف و اجرای پروژه های اولیه، در گام بعدی خواسته هایی از این تشكلها دارند كه این خواسته ها میتواند با ساختار حقوقی جمهوری اسلامی مغایرت داشته باشد یعنی این خواسته ها در ابتدا خواسته های فرعی است، اما در گام بعدی نقش اصلی را ایفا میكند و در این شرایط افراد همسو برای پذیرفتن پیش فرضها مشكلی ندارند و براحتی این پیش فرضها را میپذیرند.
       

فرآیند براندازی نرم
فرآیندی كه برای شكل گیری براندازی نرم صورت میگیرد را میتوان اینگونه ترسیم کرد: 

الف- شناسایی مخالفان نظام،

ب-  حمایت از این مخالفان و

ج-  تقویت این گروه ها و استفاده از این گروه ها در زمان بحرانهای پیش آمده. البته برای براندازی نرم، از تاكتیكهای مختلفی استفاده میشود كه برای مثال می توان از تاكتیك فشار از پایین و چانه زنی در بالا كه توسط حجاریان مطرح شد، نام برد.انقلابهای مخملین معمولاً حول یك انتخابات صورت میگیرد یعنی از انتخابات برای تشدید شكاف بین حكومت و مردم جامعه استفاده میشود.روشهای ایجاد شكاف نیز متفاوت است كه تشكیك در خصوص اعتبار انتخابات، تشكیك در مورد صلاحیت نماینده های رسمی برگزار كننده انتخابات و تبلیغات سوء از طرف رسانه ها علیه برخی نهادها از جمله این روشها هستند.
     

نحوه شكل گیری حلقه های ارتباطی از سوی Osi
 دلایل شکست کودتای مخملین در ایران علی رغم این که با توجه به تلاش کشورهای غربی، وقوع کودتای مخملین در ایران میسر نشد، سوال اساسی این جاست که مهمترین دلیل شکست این تلاش چه بوده است؟ 
 

در این زمینه می توان موارد ذیل را به عنوان بخشی از دلایل این شکست مطرح کرد:
مردم ایران بیش از سه دهه است دموكراسی را در منطقه تمرین كرده اند و شعار دموكراسی غربی برای اكثریت آنان جاذبه ای ندارد. همین برگزاری انتخابات متعدد نشان میدهد، نظام سیاسی ایران، هرگز آن طوری كه متهم میكنند، اقتدارگرا نبوده و حاكمان اقتدارگرا نمیتوانند خود را بر مردم تحمیل كنند. درحالی كه آن را مردم اروپای شرقی، قفقاز و آسیای مركزی از چنین امتیازی برخوردار نبودند و نمی باشند و رهبران آنها همان اقتدارگرایان دوران رژیم های كمونیستی و پساكمونیستی هستند.  در ایران به دلیل داشتن تاریخ و تمدن كهن، فرهنگ پویا و نظام سیاسی مستحكم مانند كشورهای آسیب پذیر تازه تأسیس، بحران هویت وجود ندارد و به همین دلیل شكاف اجتماعی میان گروه های سیاسی، مذهبی و قومی نمیتواند نقش مؤثری در كودتای مخملین داشته باشد. در ایران حكومت بر دین و فرهنگ مردم استوار بوده و ریشه در نهادهای دینی و اجتماعی گسترده در سراسر این كشور دارد.

جورج سوروس رئیس هیأت مدیره موسسه جامعه باز(OSI) در مراسمی كه به مناسبت هشتمین سالگرد حوادث یازدهم سپتامبر، شامگاه 11 سپتامبر 2009در سالن اجتماعات هتل بین المللی ترامپ (Trump International Hotel) در نیویورك برگزار شد در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمانهای غیردولتی امریكا به اظهارات خاتمی در دیدار با خود اشاره كرد و گفت: خاتمی در این جلسه به من گفت كه تعارض موجود بین ساختار حقیقی و ساختار حقوقی در ایران مهمترین مانع برای پیشرفت و توسعه روابط ایران با غرب است. سوروس افزود: خاتمی معتقد بود، دموكراسی و رواداری دولت با ساختار كنونی یك حكومت مذهبی كه در رأس آن رهبر مذهبی حكمرانی میكند، به دست نخواهد آمد.  سوروس ادامه داد: خاتمی در این جلسه به من گفت، كلید قفل بسته شده سیاست در ایران تنها و تنها فشارهای اجتماعی و كمپینهای وابسته به جنبشهای دانشجویی، كارگری و زنان است كه باید خواسته های گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابرعمومی منتقل كنند. وی اظهار داشت: خاتمی در این دیدار كاملا در نقش رهبر مخالفین دولت در ایران صحبت میكرد.  ( ایرنا، 3 /6/1388)
 

نظام ایران، نظامی مذهبی است كه در رأس آن ولی فقیه قرار دارد. ولی فقیه بصورت غیرمستقیم توسط مردم و مستقیم توسط خبرگان رهبری انتخاب میشود. این سازوكار سبب شده است شخصیت والا، لایق و توانمندی در رأس نظام قرار بگیرد. در ایران هم شخص رهبری و هم جایگاه قانونی او از مشروعیت و قداست مردمی و دینی برخوردار است. به این قدرت و مشروعیت رهبری، آقای خاتمی در صحبت هایش با سوروس آنجا كه میگوید: «دموكراسی و رواداری دولت با ساختار كنونی یك حكومت مذهبی كه در رأس آن رهبر مذهبی حكمرانی میكند، به دست نخواهد آمد»، به شكل دیگری اعتراف می نماید. ولی فقیه كنونی شخصیت كم نظیری است كه در طی بیش از دو دهه ایران و انقلاب اسلامی را به بهترین وجه رهبری كرده و از گردنه های سختی عبور داده است. چگونگی برخورد رهبری با كودتای مخملین و وضعیت دشواری كه به وجود آورده بودند، یك بار دیگر عظمت و درایت این مرد بزرگ را به نمایش گذاشت. در كشورهایی كه كودتای مخملین پیروز شده است مردم از داشتن رهبر آگاه، آزاده و با درایت محروم بوده اند.
 

ملت ایران علاوه بر سابقه تاریخی، در پرتو انقلاب اسلامی و به دوش كشیدن پرچم مقاومت و مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی، در مقایسه با سایر ملتهای منطقه از میزان آگاهی بالایی برخوردار است. تشخیص ترفندها، حمایت از منافع ملی و پاسداری از آرمانهای دینی از مهمترین خصوصیات ملت ایران در حال حاضر است كه آن را در زمانهای مختلف به نمایش گذاشته است.
 

مهمتر از همه عشق به رهبری و وفاداری به آرمانهای بنیانگذار جمهوری اسلامی اكثریت مردم ایران را به هم پیوند داده است. 




طبقه بندی: سیاست داخلی، دشمن شناسی، سیاست خارجی،
برچسب ها: حلقه سوروس در ایران چگونه عمل می کرد؟، بصیرت، بنیاد سوروس، ارتباط خاتمی با بنیاد سوروس،
ارسال در تاریخ جمعه 11 تیر 1389 توسط محمد امین حقگو
قالب وبلاگ