تبلیغات
بصیرت
بصیرت
مایه ی ننگ ملت خواص بی بصیرت

محمد امین حقگو: انتشار فیلم توهین و ناسزا گویی به فائزه هاشمی در جوار حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در فضای مجازی در یکی دو روز گذشته دریچه جدیدی برای تهاجم به بسیج و جبهه مدافعان انقلاب اسلامی باز كرده است.

این اقدام، نابخردانه و عاری از هرگونه تقوا است و در این میان جز فتنه گران و رسانه‌های معاند کسی از آن بهره‌ای نخواهد برد. غلط بودن این اقدام نه تنها از این بابت که توهین، ناسزا و تهمت به انسانی بر فرض دشمن اسلام و مسلمین غلط است بلکه شان و حرمت کلام کسی که خود را متصل به انقلاب می‌داند نیز خارج از استفاده از چنین القابی است. در واقع با این كار و سپس انتشار آن، جمع زیادی از ملت با بصیرت ایران اسلامی و بسیجیان مدافع انقلاب مظلوم واقع و اشتباه دو سه نفر توسط رسانه‌های بیگانه به پای آن‌ها هم گذاشته شده.

اما نكته اساسی، ریشه‌های اصلی این واكنش اجتماعی است كه اعتراض‌های متعدد مشابه را در قبال موسوی، كروبی، خاتمی و حتی شخص هاشمی البته عمدتاً بدون به‌كارگیری چنین تعابیر و الفاظی در مجامع مردمی موجب شده است.

به نظر می‌رسد رعایت نكردن عدالت در برخورد با قانون شکنانی مانند خانم هاشمی که بارها چه در کلام و چه در عمل، بی پروا و بی ادبانه به محورهای نظام حمله برده، یكی از همین دلایل اصلی است و قوه قضائیه باید در این زمینه پاسخ گو باشد که چرا با نبود تساوی قضایی بین فتنه گران، منجر به چنین رفتارهایی در جامعه می‌شود.

اما این قبیل برخوردهای تند در یک نگاه جامعه‌شناسانه نه حقوقی بلكه یک اتفاق کاملاً طبیعی است. در تمام دنیا رابطه یک نظام با مردم و مشتاقان آن نظام در یک قالب حقوقی و منطقی تعریف شده. طرفداری یک ملت از یک حکومت در تمام دنیا ناشی از مناسبات سیاسی، اقتصادی و در یک کلام مناسبات منطقی است. اما آنچه که تا کنون اکثر تحلیل گران سیاسی بین‌المللی را از ارائه یک تحلیل نزدیک به واقعیت و یا یک پیش بینی دقیق ناتوان ساخته، شناخت نداشتن از رابطه مردم و نظام در انقلاب اسلامی است.

چه كسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است؟

محمد امین حقگو: انتشار فیلم توهین و ناسزا گویی به فائزه هاشمی در جوار حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در فضای مجازی در یکی دو روز گذشته دریچه جدیدی برای تهاجم به بسیج و جبهه مدافعان انقلاب اسلامی باز كرده است.

این اقدام، نابخردانه و عاری از هرگونه تقوا است و در این میان جز فتنه گران و رسانه‌های معاند کسی از آن بهره‌ای نخواهد برد. غلط بودن این اقدام نه تنها از این بابت که توهین، ناسزا و تهمت به انسانی بر فرض دشمن اسلام و مسلمین غلط است بلکه شان و حرمت کلام کسی که خود را متصل به انقلاب می‌داند نیز خارج از استفاده از چنین القابی است. در واقع با این كار و سپس انتشار آن، جمع زیادی از ملت با بصیرت ایران اسلامی و بسیجیان مدافع انقلاب مظلوم واقع و اشتباه دو سه نفر توسط رسانه‌های بیگانه به پای آن‌ها هم گذاشته شده.

اما نكته اساسی، ریشه‌های اصلی این واكنش اجتماعی است كه اعتراض‌های متعدد مشابه را در قبال موسوی، كروبی، خاتمی و حتی شخص هاشمی البته عمدتاً بدون به‌كارگیری چنین تعابیر و الفاظی در مجامع مردمی موجب شده است.

به نظر می‌رسد رعایت نكردن عدالت در برخورد با قانون شکنانی مانند خانم هاشمی که بارها چه در کلام و چه در عمل، بی پروا و بی ادبانه به محورهای نظام حمله برده، یكی از همین دلایل اصلی است و قوه قضائیه باید در این زمینه پاسخ گو باشد که چرا با نبود تساوی قضایی بین فتنه گران، منجر به چنین رفتارهایی در جامعه می‌شود.

اما این قبیل برخوردهای تند در یک نگاه جامعه‌شناسانه نه حقوقی بلكه یک اتفاق کاملاً طبیعی است. در تمام دنیا رابطه یک نظام با مردم و مشتاقان آن نظام در یک قالب حقوقی و منطقی تعریف شده. طرفداری یک ملت از یک حکومت در تمام دنیا ناشی از مناسبات سیاسی، اقتصادی و در یک کلام مناسبات منطقی است. اما آنچه که تا کنون اکثر تحلیل گران سیاسی بین‌المللی را از ارائه یک تحلیل نزدیک به واقعیت و یا یک پیش بینی دقیق ناتوان ساخته، شناخت نداشتن از رابطه مردم و نظام در انقلاب اسلامی است.

در واقع، نبود درک رابطه ولایت مدارانه یک ملت با ولی امر در نظام شیعی نقطه شکست اکثر تحلیل‌های بین‌المللی از رخدادهای ایران است. درک اینکه در یک کشور رابطه یک ملت با حاکم خود رابطه‌ای است که در عین عقلانیت، سرشار از محبت است، کمی برای تحلیلگران غربی مشکل است. از این رو، رسانه‌های غربی در تحلیل‌های اغلب کمّی خود، کیفیت رابطه‌ی جوان بسیجی ایرانی را که در مقابل مقام ولایت اشک می‌ریزد، نمی‌توانند تحلیل کنند و یا مشت در خاک شلمچه کردن و به یاد خون‌هایی را که 20 سال پیش ریخته شده، نمی‌توانند در ذهن‌های مادی خویش تجزیه و تحلیل کنند. رابطه‌ی بسیج و بسیجی با ولایت فقیه رابطه‌ای بر اساس محبت است. به قول حسین قدیانی بابای ماست خامنه‌ای!

از این منظر، رفتار خشن و این چنینی را می‌توان واکنشی به تهاجم علیه تمام آرمان‌ها و علایق یک ملت دانست که در عین حال که غیر منطقی و غلط است، طبیعی است. برخورد پلیس با فردی که توهین و حمله به خانواده‌اش را تحمل نکرده و فرد مهاجم را ضرب و شتم کرده، کاملاً قانونی است اما در عین حال، این رفتار دارای نوعی حمایت افکار عمومی نیز هست. خانم فائزه هاشمی آن روز که بی پروا شدیدترین توهین‌ها را به ارکان این نظام می‌کرد و هر چه در توان داشت برای ضربه زدن به نظام اسلامی و رکن اساسی آن بکار گرفته بود، باید فکر این را هم می‌کرد که اگر به پدر کسی توهینی کردی انتظار توضیح منطقی انتظاری خلاف قاعده‌ی اجتماعی خیابان است. جواب توهین به خانواده مردم مشت است نه استدلال!

فائزه هاشمی روز 25 خرداد در حاشیه تجمع غیرقانونی 25 خرداد بدترین اهانت‌ها را علیه ساختارهای رسمی كشور و رهبری مطرح كرد. در روز 30 خرداد پس از نمازجمعه رهبر انقلاب با اعضای خانواده خود با آشوب‌گران همراه شد، در روز قدس، 13 ابان، 16 آذر و حتی هتاكی روز عاشورا همسو با ضدانقلاب، منافقین و بهایی‌ها به خیابان آمد و علیه نظام اسلامی شعار داد. ده‌ها اقدام آشكار و پنهان دیگر از فائزه در طول این مدت كمتر از دو سال ثبت شده است. آیا به جوش آمدن خون مردم از این رفتارها و واكنش نشان ندادن تبعیض‌آمیز دستگاه‌های مسئول در برخورد با او، نمی‌تواند طبیعی باشد. از آنجا که ممکن است بعضی این نوشته را بد تفسیر کنند، مجدداً تاکید می‌شود، الفاظی كه علیه فائزه استفاده شده مردود و غیرقابل دفاع است اما واكنش اعتراض‌آمیز به او دیگران كه رفتار مشابه او داشته و با آن‌ها برخورد قانونی نشده، حق طبیعی جامعه است.
 




طبقه بندی: سیاست داخلی،
برچسب ها: چه كسی مسئول فحاشی به فائزه هاشمی رفسنجانی است؟، بصیرت، هاشمی در جوار حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در فضای مجازی، تحلیل توهین به فائزه هاشمی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 14 فروردین 1390 توسط محمد امین حقگو
قالب وبلاگ